داری چی کار مِیی کنییی؟!
این روزها(اواخر اسفند 91) ثمین خانوم ما کلی خانوم شده.واسمون از صبح تا شب حرف میزنه.فقط موندم چرا وقتی مهمونی میریم یا مهمان برامون میاد صم بکم میشه و حرف نمیزنه!!!!!!!!!!
چند وقتیه که وقتی دیگه حرف کم میاره ،میاد پیشمون و الکی میپرسه مثلا من دارم آشپزی میکنم میاد و میگه:"مامان جون،داری چی کار مییکنیی؟"اگه برای شوخی بهش بگم دارم جارو میکنم میخنده و میگه:داری آشپزی میکنی که!!!!
دو هفته ست که چرخ خیاطی تو اتاقه و هر چی دوختنی و درست شدنی بود رو درست کردم و در راستای این اقدامات یک عدد بلوز و دامن خوشگل هم برای ثنا دوختم که خیلی دوستش داره و میگه برای تولدم میپوشم.دیروز نشسته بودم تو سالن و کوک میزدم دامنی رو که از اول که خریدم گشاد بود و حالا گشادتر هم شده
ثمین رفته بود تو اتاق و صداش درنمی اومد.فهمیدم بازداره خرابکاری میکنه.صداش میزنم:"ثمین داری خرابکاری میکنی؟" میگه "نه مامان خیالت راحت باشه!" میگم :"بیا کارتون شروع شده بیا نگاه کن" میگه :"باشه بذار کارمو انجام بدم ،خب؛الان میام." یک دقیقه ای گذشت و خبری از اومدنش نشد.رفتم تو اتاق میبینم تمام سوزنته گردهای رنگی رنگی رو فرو کرده تو فرش و داره بازی میکنه!!!تا منو دیده میگه " بای بای بای "یعنی وای وای وای " کار خطرنااااک!




داری چی کار مِیی کنییی؟!
